مشاوره سرمایه گذاری به روش وارن بافت

  • از

وارن بافت در دوران زندگی اش چندین بار سرمایه گذاری های گوناگونی انجام داده و در بسیاری از آنها موفق بوده است .هم اکنون او یکی از ثروتمندترین های دنیاست و در بحث سرمایه گذاری رقیبی ندارد.هر کسی که به دنبال پیروزی و موفقعیت برای هدفش است باید یک الگویی برای زندگی اش انتخاب کند و وارن بافت برای تحلیل گران و سرمایه گذاران بهترین الگو میباشد.نحوه کار او و استراتژی و سبک او راه گشای خیلی از فعالیت های سرمایه داران و بازار سرمایه است.ثروت این اقتصاد دان و سرمایه گذار ،حدودا 90 میلیارد دلار است.در این مطلب قصد داریم او را بیشتر بشناسیم و بدانیم چگونه انسان پولداری شده است و راهارهای او برای شناخت سهم عالی چیه و بتوانیم مثل او بازار را بشناسیم و سرمایه گذاری کنیم.کتاب های فراوان و گوناگونی از او و نحوه سرمایه گذاری و فکر و نگرش او چاپ شده که در هر کتابخانه ای پیدا میشود چون مردم خواندن کتاب های افراد موفق را دوست دارند.کتاب های وارن بافت جزو پرفروشترین ها است.

وارن به طور تصادفی سرمایه گذاری نمیکنه.اگه به شرکت‌هایی که او در آنها سرمایه گذاری کرده توجه کنید می فهمید که همشون یه جورایی وجه مشترک دارن. این شرکت ها رفتار، ارزش و عملکرد مشابهی دارن. حالا بیاین ببینیم چرا بافت یک سهام رو به سهام دیگری ترجیح میده و چرا یک شرکت رو از میان شرکت های دیگه انتخاب میکنه.فرمــول بافــت بــرای سرمایه‌گذاری به مانند سایر قواعد موجود در این زمینه چندان پر پیچ و تاب نیست، اما سادگی آن نیز به مفهوم بی‌زحمت بودن کار نیست. بافت برای تصمیم‌گیری‌های خود از 12 اصل کلیدی بهره برده که می‌توان آنها را در دسته‌های کسب‌و‌کار، مدیریت، اقدامات مالی و ارزش قرار داد. البته اصول بافت در ظاهر کلیشه‌ای و قابل فهم به نظر می‌رسند، اما سختی این اصول در مرحله اجرا رخ می‌نماید.واقعا کسی هست که در مورد وارن بافت، یکی از ثروتمندترین افراد جهان، که جایگاه بالایی در لیست میلیاردرهای فوربز به دست آورده، چیزی نشنیده باشد؟ ثروت خالص او در اوایل سال ۲۰۲۰، ۸۹.۱ میلیارد دلار آمریکا ثبت شده است. بافت به عنوان یک بیزینس من یا تاجر و یک نیکوکار شناخته می­شود، اما شهرت او باعث شده است که بیشتر به عنوان یک سرمایه ­گذار موفق از او نام برده شود. با این تفاسیر، دور از انتظار نیست که از او به عنوان اسطور یاد می­کنند. دلیل این امر، استراتژی ­های پیروزمند وی در دنیای سرمایه گذاری است. اصول و فلسفه­ ی او توسط افراد بسیاری در سرتاسر دنیا دنبال می­شود.

سرمایه گذاری وارن بافت

خود من نیز چنین کاری را انجام دادم.سیستمی را بکار گرفتم که به نوعی،تلاقی میان سیستم های بنجامین گراهام و وارن بافت است،و سهام ثبت شده شرکت های هنگ کنگی در شرکت هایی با مدیریت مناسب و با P/E پایین و بازده بالا،را خریداری کردم.دغدغه او این نیست که عملکرد شرکت فردا، هفته دیگه یا حتی تا سال آینده چه جوریه. بلکه نگرانی اصلیش اینه که شرکت ۱۰ یا ۱۵ سال آینده در چه وضعیتی خواهد بود. اما اگر شرکت پیچیده باشه فهمیدنش خیلی سخت میشه بنابراین او به دنبال کسب و کارهاییه که ساده و مستقیم باشن.همچنین «روش» بافت برای سرمایه‌گذاری را می‌توان هسته اصلی کارش دانست؛ سرمایه‌گذاری به سبک سنتی که توان انعطاف پذیری در شرایط مدرن را دارد. در واقع یکی از مهمترین روش‌های بافت برای موفقیت این است که فرصت انعطاف‌پذیری و تطبیق با شرایط موجود را برای خود فراهم آورده است. نکته دقیقا همین‌جاست، بازرگانان و سرمایه‌گذاران امروز خیلی راحت می‌توانند بر اصول و قوانینشان پافشاری کنند، در‌حالی‌که رمز موفقیت می‌تواند کوتاه آمدن باشد. دقت کنید که این انعطاف‌پذیری باید ریزبینانه و زیرکانه باشد.با این حال بافت نگران پیچیدگی­ های عرضه و تقاضای بازار سهام نیست. در واقع او آنچنان دغدغه­ ی فعالیت­ های این بازار را ندارد. این مسئله، مفهوم یکی از سخنان او را بیان می­کند:” بازار در زمان کوتاه یک رقابت محبوب است و در طولانی مدت یک دستگاه توزین”.

سهامی را برای مدتی در اختیار داشتم زیرا بازده نقدی سالانه آن ۲۵ درصد بود.اما ارزش شرکت با رکود اقتصاد،کاهش پیدا کرد و تقسیم سود آن به شدت کم شد.این اتفاق در شرایطی رخ داد که تمرکز ذهنی من به تمام کردن این کتاب معطوف بود،بنابراین پیش از فروش آن سهام کمی تعلل کردم و اگر فورا اقدام کرده بودم زیان بسیار کمتری می دیدم.بافت همیشه از دنیای تکنولوژی دوری می کرد اما اخیراً سرمایه گذاری زیادی در اپل انجام داده ما در دنیایی زندگی می کنیم که تکنولوژی بیشتر به یک نیاز تبدیل شده تا یک خواسته و اپل نوعی فناوری رو تولید میکنه که مردم به دنبالش هستند. اپل ارتشی از طرفداران داره که هرسال آیفون هاشون رو به روز می کنند. هرچند اپل تنها شرکت فعال در این فناوری نیست، اما قطعاً صاحب قوی ترین نام تجاری این صنعته.بافت مصرانه خود را در طول فعالیت این سال‌های طولانی به «چرخه رقابت» محدود کرد؛ بدین معنا که تنها سراغ کسب‌و‌کارهایی رفت که توان درک و تحلیل آنها را داشت. در واقع آن‌طور که رابرت جی. هاگستروم در کتاب «روش سرمایه‌گذاری بافت» نوشته، موفقیت در سرمایه‌گذاری بیش از اینکه به میزان دانسته‌ها ربط داشته باشد، به توانایی در تحلیل ندانسته‌ها با دیدی واقع‌گرایانه بازمی‌گردد. بافت این درک عمیق از کسب‌و‌کار را به‌عنوان پیش‌نیاز برای پیش‌بینی آینده آن قرار می‌دهد.

سه اصل مدیریتی بافت به ارزیابی کیفیت مدیریت کمک می‌کند؛ این بخش از کار را شاید بتوان سخت‌ترین بخش تحلیلی برای سرمایه‌گذاران دانست. بافت می‌پرسد: «آیا مدیریت منطقی است؟» به شکل دقیق‌تر، ‌آیا زمانی که بحث درآمدهای سرمایه‌گذاری مجدد (حفظ سرمایه) و بازگشت سود به سهامداران به‌عنوان سود سهام به میان می‌آید، مدیریت عاقلانه است؟ این یک سوال اساسی است، چون پژوهش‌های گوناگون نشان داده‌اند که اصول مدیریتی، به طور کلی به جای اینکه از گردش پول به شکلی که ارزش سهام سهامداران را افزایش دهد، استفاده کنند حریصانه به دنبال سود بیشتر و همزمان به‌طور طبیعی در پی ایجاد امپراطوری و معیارسازی هستند.او برای خرید هر سهام، شرکت را به صورت عمیق و ژرف بررسی می­کنند و صرفا بعد از سنجش پتانسیل کلی آن، سهام را خریداری می­کند. بافت هرگز به دنبال سود کلان نبوده و نیست، اما مالکیت شرکت­ های ممتاز درآمد خوب را نیز می­تواند به همراه داشته باشد. هنگامی که بافت در شرکتی سرمایه­ گذاری می­کند، او بیش از اینکه نگران این باشد که بازار ارزش واقعی آن را درک می­کند، دغدغه­ی این را دارد که آیا این شرکت به عنوان یک کسب و کار مستقل می­تواند درآمدزا باشد یا خیر.

بورس وارن بافت

بافت بیشتر روی بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) تاکید دارد تا درآمد هر سهم. بازده حقوق صاحبان سهام میزان کارایی یک شرکت را در خلق سود خالص برای سهامداران نشان می‌دهد. در واقع این نسبت بیان می‌کند که بنگاه اقتصادی به‌ازای هر‌یک واحد سرمایه‌گذاری سهامداران، چه میزان سود خالص برای آنها کسب می‌کند. اکثر دانشجویان می‌دانند که بازده حقوق صاحبان سهام می‌تواند با سرمایه قرض گرفته شده برای سرمایه‌گذاری (نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام) دستخوش تغییر شود و در نتیجه از لحاظ تئوریک تا حدی نسبت به استاندارد بازگشت سرمایه در مرتبه پایین‌تری قرار گیرد. البته که بافت این موضوع را درک می‌کند، اما به‌جای سنجش سرمایه قرض گرفته شده برای سرمایه‌گذاری به‌صورت مجزا، شرکت‌های دارای کمترین سرمایه قرض گرفته شده را ترجیح می‌دهد. او همچنین به‌دنبال حاشیه سود بالا است.میزان سودآوری یک شرکت نه تنها به داشتن یک حاشیه­ ی سود، بلکه به افزایش آن وابسته است. این میزان از تقسیم درآمد خالص به فروش خالص به دست می­آید. سرمایه گذاران باید به حاشیه سود پنج سال گذشته نگاه کنند؛ زیرا یک حاشیه سود سودمند نشان­دهنده­ی عملکرد خوب آن کسب و کار است و افزایش در حاشیه، بیانگر مدیریت کارآمد و کنترل موفقیت آمیز در هزینه­ ها است.

در این دسته، ‌بافت به دنبال برآورد ارزش ذاتی شرکت است. بافت سود آینده صاحبان سهام را طرح‌ریزی می‌کند و سپس به زمان ‌حاضر باز‌می‌گردد! به یاد داشته باشید که اگر سایر اصول بافت را به کار گرفته باشید طرح‌ریزی سودهای آینده‌ طبق تعریف ارائه شده ساده‌تر است، چون پیش‌بینی سودهای دارای سابقه و باثبات آسان‌تر است.بافت همچنین اصطلاح «خندق» را در سرمایه‌گذاری باب کرد. خندق «چیزی است که باعث رسیدن یک سود شفاف به یک شرکت در مقایسه با دیگران می‌شود و آن شرکت را از تاخت و تاز رقبا مصون می‌دارد.» آقای بافت در یک چرخش از مسیر تئوریک که شاید تنها برای خودش پاسخگو است، سود طرح‌ریزی شده را براساس نرخ بازده بدون ریسک محاسبه می‌کند.

استراتژی مدیریت به بافت کمک کرد تا گزارشات شرکت را مورد بررسی قرار دهد و تشخیص دهد آن­ها توانسته­اند سود سرمایه­های ورودی را در درآمد خود حفظ کنند و به صاحبان آن­ها برگردانند یا اینکه پول­ آن­ها را هدر داده­اند. اما به طور کلی او از سناریوی دیگری بهره می­برد؛ اینکه بسنجد شرکت­ها مشتاق­اند تا ارزش سهام صاحبان سهام را افزایش دهند یا برعکس، از آن­ها برای مقاصد شخصی استفاده کنند؟برای بافت میزان شفافیت نیز امری مهم است. البته که همه­ی شرکت­ها ممکن است اشتباه کنند اما تنها آن­هایی می­توانند اعتماد سرمایه گذاران را جلب کنند که خطاهای­شان را پنهان نمی­کنند.در نهایت، وارن بافت همواره به دنبال شرکت­هایی است که در تصمیمات راهبردی خود نوآوری دارند؛ نه آن­هایی که از تاکتیک­های دیگران کپی­برداری می­کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *